امام فخر رازی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل


هرگز دل من ز علم محروم نشد / کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد


هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز / معلوم شد که هیچ معلوم نشد



****



دارم گنهان ز قطره باران بیش / از شرم فکنده ام سر در خویش


آواز آمد که غم مخور بنده من / تو در خور خود کنی و من در خور خویش