بررسي تاثير ابعاد محتوايي سازمان (فرهنگ، تكنولوژي ، استراتژي ) بر اثر بخشي هوش تجاري با توجه به نقش تعديل گر مديريت دانش بانك سامان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

 

بررسي تاثير ابعاد محتوايي سازمان (فرهنگ، تكنولوژي ، استراتژي )

بر اثر بخشي هوش تجاري با توجه به نقش تعديل گر مديريت دانش بانك سامان



عرصه بانكداري كشور به منظور توانايي رقابت در بازار و افزايش سطح رضايتمندي مشتريان، تسهيل در فرايند تصميم گيري ،‌ تشخيص زود هنگام تهديدات و شناسايي فرصتهاي محيطي نياز به سيستمي دارد تا بتواند اطلاعات سازماني را يكپارچه و منسجم كرده و اين امكان را به سازمان بدهد تا با بكارگيري اين اقدامات از مزيت رقابتي و پيشرو بودن استفاده نمايد. سيستم هوش تجاري ضمن برقراري اين اهداف موجب مي شود سطح اگاهي سازمان نيز افزايش يابد و گزارشات تحليلي و چند بعدي را نيز كه از نيازهاي اساسي بانك به شمار مي رود، ‌تهيه كند  با بكارگيري سيستم مديريت دانش نيز مي توان مزيت رقابتي بلند مدت را استمرار بخشيد و اثربخشي سيستم هوش تجاري را در بانك افزايش داد. از طرفي ابعاد محتوايي سازمان‌ (فرهنگ، تكنولوژي و استراتژي ) به عنوان متغير مستقل ، نيز مي تواند بستر مناسبي را براي اثر بخشي هوش تجاري ایجاد كند.
در اين مورد براي بررسي نرمال بودن داده هاي مسئله از آزمونهاي ناپارامتريك مانند آزمون كلموگروف- اسميرنوف و آزمون همبستگي اسپيرمن، و آزمون تحليل واريانس فريدمن به منظور رتبه بندي مولفه هاي سازمان استفاده مي شود.